راستش الان اصلا تو فاز نوشتن نیستم...پس اگه دنبال یه متن خوب میگردید بیخیال شید...
فقط اومده م یه کم درد و دل کنم و زود برم به هزار تا کار نکرده ام برسم...پس اگه دنبال انرژی مثبت میگردید بیخیال شید...
تا حالا شده انقدر اشتباه کنید و اشتباه و اشتباه و اشتباه و اشتباه که دیگه عقل و تشخیص خودتونو ببوسید و بذاری کنار و هر غلط و درستی که میخواید بکنید رو از بقیه بپرسید؟ این یه قلم دیگه اسمش مشورت نیست....مسخره بازیه...
تا حالا شده از روی صمیمیت و -یا به خیال خودتون صداقت- و حماقت و حماقت و حماقت و حماقت هرکی هرچی ازتون پرسید -اگر چه شخصی- واسش توضیح بدید؟(این حالت میتونه در باره ی دوستان صمیمیِ حدودا صمیمی ِ عمرا صمیمی ِ و حتی اونایی که ادعای دوستیشون میشه و در واقع ممکنه دشمن آدم هم باشن اتفاق بیفته...) این دیگه اسمش صداقت نیست...خاله زنک بازیه...
تا حالا انقدر ریزبین و حساس و حساس و حساس و حساس برخورد کردین که یکی بهتون بگه "باید عبور کرد"؟....این دیگه اسمش حساسیت و دختر بودن و ریزبین بودن نیست... بچه بازیه...
باید عبور کرد...باید عبور کرد...از همه ی اشتباه ها از همه ی حماقت ها...از همه ی چیزهایی که میبینی و نمیبینی...
باید عبور کرد و رو به جلو نگاه کرد...باید عبور کنم تا بزرگ شم...باید...
تا حالا عقلتونو به طور صد در صد دست بقیه دادین؟ الانم عقل بقیه بهم میگهباید عبور کنم...
اما دل خودم...دل خودم میگه میخوام خودم باشم!
دلم سفر میخواد...کاش این سال لعنتی زودتر تموم میشد...دلم میخواهد بزنم به دشت و جنگل و کوه و کویر... دلم میخواد بزنم به جایی که جز خودم و خدا هیچ کس دیگه ای نباشه... دلم میخواد بشینم تو اتاقم و درو ببندم قبلشم تمام وسایلمو بیرون بریزم و من بمونم و میز نازنینم و کتاب هام... به علاوه ی سجاده م که همیشه گوشه اتاق پهن بود به علاوه ی ابزار چندماهه ی نوشتن ام به علاوه ی خدا...منهای همه...حتی خودم...
دیروز در دلم یه جایی که نباید باز شد...گفتم خسته ام...
انقدر دستم رو شده که رهگذر بی ربط و صد پیش و پشت غریبه بهم میگه "خیلی تغییر کردی ها..."
سنگریزه :میدونم هیچ کس درکم نمیکنه...چون هیچ کس همچین درست و غلطایی که من میکنم رو نمیکنه... اما...نمیدونم چرا اینجا درد و دل کردم....اینم از همون کاراست از همون درست و غلط هایی که تشخیصشون نمیدم...
سنگریزه: اینا همش بازیه...دنیا همش بازیه... من و ما هممون بچه ایم و سرمون گرم بازی کردن و بازی دادن شده... "متاع الدنیا قلیل...والاخرة ..."آخرت دیگه چیه؟... بازی رو بچسبیم...
سنگریزه: من رفتم دوباره پی بازی هام...