(3)

حرف هایت اگر ادامه ندارد

دردهایت هنوز دامنه دارد

درد های تو جاودانه ترین است

هیچ ربطی به جای وجامه ندارد

عین عشقی تو در حروف نگنجی

چشم هایت شناسنامه ندارد

در گلوی چکاوک است وقناری

حرف هایی که این چکامه ندارد

(قربان ولیئی)

(2) غولی که شاخ نداشت!

دلم را زدم به دریایی که هم می گفتند غولِ مشکی دارد که شاخ بزرگی روی سرش دارد!

همه واهمه داشتن ،یعنی هنوز هم دارن از این دریا وغولش!

حالا همه مانده اند که چطور من هیچ هراسی از این غول ندارم وآرام وبی سروصدا دارم میرم 

سمت این غولی که اسمش کنکورِ !آنقدر فریادها واغراف ها شنیدم که آخر مجبور شدم

 خودم قایق کوچکی بسازم وبرم در دل این دریای مواج و این غول را با چشمان خودم ببینم!

اما من غول شاخ داری ندیدم تا الان !

من آن طرف  غولی رادیدم که پیر شده بود وعصا بدست آن طرف دریا

درجزیره ای تنها زندگی می کرد!من غولی را دیدم که دستانش پینه بسته بود!

چشمانش کم سو شده بود!

می پرسی چطور نترسدم از او؟؟

آخه من ۴سال بود وصف این غول را از یکی از معلم هایم شنیده بودم

آخه بهم یاد داده بود چطور آرامشم را دربرابر هیبت این غول حفظ کنم!

نقشه راه در دستم بود!

من یاد گرفته بودم در راه چه ترانه ای زمزمه لبانم باشد (رضیتُ بما قَسم الله لی ....)

آخه بهم در طول این چند سال دست وپای غول را نشان داده بود تا وقتی با غول بی شاخ

روبروشدم نهراسم!

من یاد گرفته بودم که تلاش کنم برای کنکور ونتیجه اش را واگذار کنم به خدا....

من یاد گرفته بودم.....چطور بااین غول مهربان باشم!نقشه راه دستم است!

فقط سختی این مسیر این است که یکسال مال خودم نیستم،شدم دخترکی که باید در گوش این

غول قصه بگویم تا خوابش ببرد وگر نه کج خُلقی می کند آخر او خیلی پیر وناتوان شده،بی حوصله است.

برای اینکه یک وقت مرا قورت ندهد باید مدارا کنم با او! دست خودش هم نیست اَخم وتَخم هایش!

بیچاره حق دارد آخه جز بی مهری چیزی ندیده-آخه هیچکس دوستش نداره-

همه فراری اند ازاو!

این غول بی شاخ ترس ندارد فقط حوصله من وامسال مرا میخواهد تا بعد یکسال به

 خوبی از او جدا شویم....

وحالا دوکوله دارم ،یکی برای آنکه اگر قبول شدم چه کنم !وکوله دوم برای اینکه اگر قبول نشدم چه کنم!

واصلا ناراضی نیستم که با این غول آشنا شدم !کاش همسفران امسالم وهم آنان که این غول را دیدند و

از او فرار کردند برگردن وسلامی به او کنند!نزدیک است مرگ این غول پیر.