پاییز

پاییز که میشود

دلم برای خودم تنگ میشود

دستانم ترانه ساز میشود

باران مرثیه خوان میشود

زمین دفتر شعر م میشود

چشمانم بی قرار میشود

آهنگ قلبم نا منظم می شود

(ادامه دارد...)

تولد شعر:۶آبان ۹۰ودرد

دل......

دل است دیگر!

بهانه گیر می شود!

دلتنگ می شود!

همراز میشود

گاه بارانی وگاه بی رحم میشود

بی ذوق میشود

صاحب میشود

حاکم میشود

کمی جسور میشود!

اندکی بعدعاطفی می شود!

آنگاه عاشق می شود

سوز می شود،ساز میشود،مثل شب کور میشود!

به یکباره دیوانه میشود،دُردانه میشود

افسانه می شودودیگر پیدا نمی شود

گاه میهمان وگاه میزبان میشود

حتی نیسه داده می شود!

می رسد روزی که تنهای تنها میشود

بعد زیرپا لِه می شود

بیروح می شود

گوشه گیر می شود

بی هوش می شود

بی نــام میشود

کم کَمَک آب میشود

پراز دردو آه می شود!

بی جان می شود

دود می شود

تمام میشودوقتیکه میبینی

دیگر دلی برای خودش نمانده است!

تولد شعر:۶ آبان ۹۰ودرد