هنوز هستی پشت این دیوار.....

تو بگو اول این سفر را
چگونه آغاز کنیم؟
با همین دیوار نویسی های هر روزه؟
یا با قدم زدن کنار این دیوار
بی آنکه اصلا ببینیم دیواری بین
من و تو
قد علم کرده!
این روزها
نه من نوشته های تو را از آنطرف دیوار می بینم
و نه تو!
میدانی دلم به چه چیزخوش است؟
به آهنگ و ریتم نوشتنت پشت این دیوار!
اینکه تنها یک جمله را میگوید:
"هنوز هستی پشت این دیوار"
و کاش تو این جمله را بنویسی روی دیواری که
من به آن تیکه دادم!

اردی بهشتی 2

چه بی صدا
 بدون خداحافطی رفتی!
 این رسم پایان هر سلام نیست...

عطش(3)


آسمان
طاقت دیدن لبهای ترک خوردهء
عطش رانداشت
بی وقفه
بارید

تولد اثر:محرم ۹۱

تراشه قلم: محرم امسال را با لوحه های عطش گذراندیم!
یک شب  گــِل های سفالی که به هاش عطش ساختیم رو باران سیرابشان کرد!

عطش (2)

دستهای من و این گــِل های سفالی
هیجکدام نمی توانند
عطش را نشان دهند
الا
لبان تو

تولداثر:محرم ۹۱

عطش(1)

هرجه به لوحه های عطش آب میدهم
بیشتر ترک بر میدارند
کاش سیراب می شدند

تولد اثر:محرم ۹۱

تراشه قلم(۱):به گـِل سفال اگر آب زیاد بخوره ترک بر میداره!

ربان مشکی

دوستت دارم هایم را
قاب گرفتم تا بیایی
حالا
گوشه ء هرقاب
ربان مشکی میزنم

تولد اثر:۱۰دی ۹۱

ضل ضله های هر روز زمین ....

 دیوار های شهر که راه می روند

من ِ بی رنگ

نگاهم پی قرمزیشان

آرام می دود


و التماس هایم گوشش را پر می کند که

"زمین آرام بگیر

زلزله ها آشنای تو اند ،  همــــان ضل ضله ها  "

.

.

افسوس که

زمین هم دیگر جای ماندن نیست .....




ریزنویس : ضل ضله های هر روز زمین ... دیوار های قرمزش رو هم فراری می ده ...چه برسه به بی رنگ هاش

                                                    {خدایا امان}

خورشید هم با عشق روشن می شود ....

دست های دسامبر زده ام

       

        لا به لای

      آبشار قهوه ایت

                             

                         خورشیـد آوریل می شود 




ریز نویس 1: دسامبر ماهی که قسمتیش تو آذر و قسمتیش معادل دی ماه خودمونه !

ریز نویس 2: آوریل معادل اردیبهشت خودمونه !

ریز نویس 3: اسم اثر از این آهنگ  اقتباس شده (کش رفته شده) ! با کلی شرمندگی البته !

یلـدا



یـــلدا
دیگر برایم رنگی ندارد
نه انارش،نه آجـــیل هایش
پــُشت صدای چیریک چیریک تخمه وپسته
قایم شدن را دوست ندارم
کاش دردها را توی دیس
جای دانه های انار می ریختیمُ هرکس به وسع و توان خودش
مرهمی رویشان می گذاشت

تولد اثر: آخر آذر ماه ۹۱

بابا

بابا

در آیینه ی اشکبار رقیه

چه خوانده شد....؟!

تولد اثر:محرم91

چتر سیاه

من باریدم و تو
بجای خیس شدن زیر بارش من
چتر سیاهت را باز کردی
یاد کلاغی افتادم که
به قابیل گور کندن را آموخت
تو ...روحم را
زنده بگور کردی


تولد اثر:22آبان91

اوبر نخواهد گشت

قهوه اش را
بر خلاف جهت عقربه ها
هم می زد
زمان گذشته است
او بر نخواهد گشت


تولد اثر:17آبان91

فنجان قهوه


به فال گیر ها بگو
فنجان قهوه را بر نگردانند
سرنوشت عکس می شود


تولد اثر:17آبان91

وحشی


هوا وحشی میشود
خنجرش را بر دل آسمان فرو میبرد
آسمان می گرید و
ساکنان زمین به گریه اش می خندند

قابیل من

کلمات در ذهنم پرسه میزنندُ
تو با تفنگ
یکی یکی آن ها را نشان می گیری
دیگر چیزی از واژه های عاشقانه ام نمانده
لال می شوم
حالا
واژه هایم بوی کافور نفرت گرفته اند
قابیل من
وقت خاکسپاری ست

تراشه قلم(1):کتاب حفره های گروس عبدالملکیان را که خواندم چند ساعت بعد این واژه ها در ذهنم نقش بست
تراشه قلم(2): به قول سَرَند تاثیر شعرهای گروس
تراشه قلم(3):نمیدانم حالا این شعر سپید شد یا متن ادبی!
تراشه قلم(4): وبلاگ گروس عبدالملکیانhttp://www.garousabdolmalekian.blogfa.com

پـــآییز

" پاییز بهاری ست که عاشق شده است"1
از آتش این زمانه فارق شده است
هر روز پیام های باران این است
این شاعر دلخسته که عاشق شده است

تولد شعر:91/7/13

ساعت:23

تراشه قلم: مصرع اول از میلاد عرفان پور است


58


انگار تو هم به حرف من شک داری

یک  دفتر عاشقی پر از تک داری 

انگار بجای آنکه با من باشی

در دست زمخت خود عروسک داری

 

تولد شعر:25فروردین 91


57

دل از غم  دوریت بــتنگ آمده است

از سرخی  صورتم بــننگ آمده است

گفتم که بدانی وحواست باشد

این بار دلم بقصد جنگ آمده است.



تولد شعر:25 فروردین

46

وای مرا می کُشد این عشق تو

یاد من می آورد این مشق تو

روح من آمیخنه با نقش تو

بار دگر بار دگر دست تو

می شکند بال وپَــر مست تو

تولد شعر:۹ فروردین ۹۱

(14)تقدیم به شهید مصطفی احمدی روشن

من به پروانه ی این دشت ارادت دارم

و به شمعی که در این جام ،سودای سعادت دارد

من از آن سو با دو چَشمم دیدم

خود پروانه تب عشق به شهادت دارد

تولد شعر:۱۱بهمن ۹۰

ساعت:۱۶