53  حسینــــ

مینویسم

از شور عشقی که

از مستی بی حد و اندازه ای که....

از مهربانی وآغوش گرمی که....

از آرامش بی نهایتی که......

از بوی عطر سیبی که.....

تمام عشق ومهربانی خلاصه میشود در  قامت امام ومولایی که ۱۴۰۰ سال

دوری و بی خبری و نا آشنایی شده است دفتری برایمان!

۱۴۰۰سال فراموشی....درکتاب وحتی روضه هایمان.

چقدر باید راه برویم تا جبران کنیم روزها وثانیه هایی که

می توانستیم باحسین باشیم....

با حسین زندگی کنیم،پرواز کنیم،سبز بشیم وتنمان بوی عطر سیبــــ بگیرد!

هوا،هوای حسین باشد و نفـــس نفــس حبیبـــ

تازه می رسم به این بیت:

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود     باروضه حسین نفس تازه می کنیم

اما من می گویم:

با روضه حسین نه،با مهربانی حسین نفس تازه می کنیم!

دیگر بس است هرچه روضه خواندن و روضه شنیدن!

دیگر بس است،بس که شنیدیم حسین  مظلوم بود...

نه، حسین مظلوم نبود....

حسین    پُــر از شورِ مستی است.

حسین    دریایی ست از معرفت ِ پروردگار ،صبوری همچون ایوب نبی.

حسین    دلی دارد به وسعت دریای بیکران.

حسین   قامتی دارد چون پدرش علی.

حسین    مهربانی اش به اندازه ء مهربانی پیامبر است.

حسین    نهایت آرامش است.

سیب آفریده شد تا بوی حسین را برای ما به یادرگار بگذارد !

حسین    عزیز خدا بود وخواهد ماند.

وقتی که  از جوانان بهشت، بهترینشان حسین باشد، 

 این جهان روی دستان ائمه می چرخد.

اصلا حیات ما ،هستی ما بخاطر وجود آنان است.

خدا اگر زمین را برا ی ۱۲ تن بر پا نمی کرد ،

پس برای  چه کسی میخواست آزین ببندد!

آن روز که ابلیس بر آدم سجده نکرد،خبر نداشت از دل خدا!

ونشنید که خدا گفت:زمین را ساخته ام برای محمد وعلی و فاطمه

و فرزندانش.

شیطان خبر نداشت که خدا حسینی دارد، عباسی دارد.

زینبی دارد که هزار هزار لشکر کفر را بر خاک مینشاند.                 

                                                                      شیطان خبر نداشت!

چگونه من بیدل میتوانم از حسین بنویسم،بعد ۱۴۰۰ سال!چطور!؟

نمیدانم چرا خدا پنهان میکند  تمام حبش به مارا،تمام حب اولیایش را به ما...

شاید میداند اگر تمام مردم  عشق به حسین را درک کنند،

 لشکر می شوند برای ستیز باشیاطین.

یا که نه دیگر تاب وتوان برای عشاق نمی ماند و یکی یکی پَر پَر می شوند!

خدا راز ِ عشقِ خود به آدم ،راز عشق ائمه به مارامخفی نگه میدارد که نکند ما

مُـــرغی پریشان حال شویم از دوری، از ندیدن...

حسین     درواژه و جوهر هیچ قلمی نمی گنجد.

هرچه بنویسی از او کم است...یعنی داستان حسین پایانی ندارد.

                                          نه مهرش

    نه شوقش

                           نه عشقش

                                                            نه مستی اش            

                                                                  نه عطر سیب سرخش

 

 

 

51

محسن چاوشی هم بالاخره بعد ۹ سال خوانندگی 

مورد نوازش صدا وسیما قرار گرفت.....

امسال من هم  باصدای او بیشتر آشنا شدم!!!

چه اتفاق خوبی...

*تبریک به صدای خش دارت چاوشی...

  بهار۹۱ از همان روز اول باتو یار شد

50

تا امروز ۵۰ عکس یادگاری دارم با خودم و قلمم ودلنوشته هایم...

چگونه در چهار مرحله در عکاسی پیشرفت کنیم؟!

46

وای مرا می کُشد این عشق تو

یاد من می آورد این مشق تو

روح من آمیخنه با نقش تو

بار دگر بار دگر دست تو

می شکند بال وپَــر مست تو

تولد شعر:۹ فروردین ۹۱

44 سلام برتو که معنای معرفتی

صحن سقای آب ،شده است زمین بازی بچه های ۳-۴ساله

بگمانم اوشده است عموی بچه های هم سن وسال رقیه

شده عمویی که از بازی بچه ها کیف میکند.

اینجا حرم عباس،ماه قمر بنی هاشم است.

........

اینجا تنها اشک، داغی که بر دل ماست را التیام می بخشد.

علی وحسین  اجازه به زائرشان نمیدهند که اشک بریزند،گویی به میهمانشان می گویند

تنها باید برای ماه قمربنی هاشم گریست...

قرار است ما تنها برای عباس اشک بریزیم

....

گنبد وضریح عباس روضه می خواند

اینجا تنها خروش موج میزند وسیل اشک سرازیرمی شود

بی آنکه اراده کنی برای اشک ریختن!

ناخودآگاه پاهایت سست می شود...

اینجا درمقابل ادب وبزرگی عباس می نشینی گوشه ای وبه ضریحش

 خیره می شوی و زیارتش را میخوانی....

آرام گریه می کنی و نمیگذاری صدای حق حقت بلند شود در برار عباس!

مهربانی عباس به همه میرسد از بچه سه ساله تا پیرمردی که

با عصا وبا چشم کم سویش سمت ضریح عباس می آید.

الحمدلله ....الحمدلله.... الحمدالله

سلام بر تو ای  ماه قمر بنی هشم

سلام  برتو که آغاز و پایان ادبی

سلام برتو که معنای معرفتی

سلام برتو که  عشق را هجا کردی

سلام بر تو که شجاعتی که دیدنی نبود  را به تصویر کشیدی !

تازه فهمیدم فدای عشق شدن یعنی چه!