صحن سقای آب ،شده است زمین بازی بچه های ۳-۴ساله

بگمانم اوشده است عموی بچه های هم سن وسال رقیه

شده عمویی که از بازی بچه ها کیف میکند.

اینجا حرم عباس،ماه قمر بنی هاشم است.

........

اینجا تنها اشک، داغی که بر دل ماست را التیام می بخشد.

علی وحسین  اجازه به زائرشان نمیدهند که اشک بریزند،گویی به میهمانشان می گویند

تنها باید برای ماه قمربنی هاشم گریست...

قرار است ما تنها برای عباس اشک بریزیم

....

گنبد وضریح عباس روضه می خواند

اینجا تنها خروش موج میزند وسیل اشک سرازیرمی شود

بی آنکه اراده کنی برای اشک ریختن!

ناخودآگاه پاهایت سست می شود...

اینجا درمقابل ادب وبزرگی عباس می نشینی گوشه ای وبه ضریحش

 خیره می شوی و زیارتش را میخوانی....

آرام گریه می کنی و نمیگذاری صدای حق حقت بلند شود در برار عباس!

مهربانی عباس به همه میرسد از بچه سه ساله تا پیرمردی که

با عصا وبا چشم کم سویش سمت ضریح عباس می آید.

الحمدلله ....الحمدلله.... الحمدالله

سلام بر تو ای  ماه قمر بنی هشم

سلام  برتو که آغاز و پایان ادبی

سلام برتو که معنای معرفتی

سلام برتو که  عشق را هجا کردی

سلام بر تو که شجاعتی که دیدنی نبود  را به تصویر کشیدی !

تازه فهمیدم فدای عشق شدن یعنی چه!