بارون این لحظه ها
یه جایی یه چیزی خوندم که...
دلم شکست...
بد جوریم شکست...
انقدر که من...
کسی که حتی دونه دونه اشک هاشو سرند میکرد...
زیر بارون راه میره و بی ترس از اینکه همه بارونشو ببینن میباره...
خدایا شکرت...
بابت بارون...
بابت همه چی...
شکر.
سنگریزه:بی خیال اینکه چی خوندم و کجا خوندم...احساس کنید کنجکاوی اینجا کار قشنگی نیست... بذارید از اینم بگذریم...
سنگریزه: انقدر حس قشنگیه وقتی داری میمیری از درد لبخند بزنی...
آفتاب من به این خنده ها و لبخند ها می گه تدافعی...
سنگریزه: خوب یلدم گارد بگیرم و از خودم دفاع کنم نه؟...
...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۰۵ ساعت 17:2 توسط سرند...(باز میگردد..)
|
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ