یه جایی یه چیزی خوندم که...

دلم شکست...

بد جوریم شکست...

انقدر که من...

کسی که حتی دونه دونه اشک هاشو سرند میکرد...

زیر بارون راه میره و بی ترس از اینکه همه بارونشو ببینن میباره...

خدایا شکرت...

بابت بارون...

بابت همه چی...

شکر.


 سنگریزه:بی خیال اینکه چی خوندم و کجا خوندم...احساس کنید کنجکاوی اینجا کار قشنگی نیست... بذارید از اینم بگذریم...

 سنگریزه: انقدر حس قشنگیه وقتی داری میمیری از درد لبخند بزنی... آفتاب من به این خنده ها و لبخند ها می گه تدافعی...

سنگریزه: خوب یلدم گارد بگیرم و از خودم دفاع کنم نه؟......