در ادبیات سیاسی جهان ، زمانی که کشور « الف» به کشور «ب» حمله می کند و آنجا را تحت سلطه و حکومت خود در می آورد . در فواصل زمانی مختلفی سردمداران کشور متخاصم _ همچون رئیس جمهور ، وزیر دفاع و ... _ به کشور تحت سلطه به صورت «سرزده» سفر می کنند .

این سرزده رفتن رجال سیاسی محترم ، چیز پیش پا افتاده ای نیست بلکه ، این حرکت آنان به این معناست : که جهانیان بدانید کشور «ب» تحت سلطه و حکومت کشور «الف» است .

خوب تا اینجا ، دقت کردین چی شد ؟

حالا از این جا به بعد را بیشتر دقت کنید !

چون که همه ی این حرف ها را زدم ، تا بگویم « خوش به حال آن بَنده ای که از صبح تا آخر شب ، مدام یاد و نام و ذکر خدا سرزده میاد سراغش و یک لحظه هم تنهایش نمی گذارد . و بدا به حال بنده که باید هم پیاز را بخورم ، هم چوب را بخورم و هم پول را بدهم .