اصلا حسين جنس غمش فرق مي‌كند
اين راه عشق، پيچ و خمش فرق مي‌كند!

اينجا گدا هميشه طلبكار مي‌شود
اينجا كه آمدي كرمش فرق مي‌كند!

شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده محتشمش فرق مي‌كند!

صد مرده زنده مي‌شود از ذكر يا حسين
عيساي خانواده دمش فرق مي‌كند!

از نوع ويژگي دعا زير قبه‌اش
معلوم مي‌شود حرمش فرق مي‌كند!

تنها نه اينكه جنس غمش، جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي‌كند!

با پاي نيزه روي زمين راه مي‌رود
خورشيد كاروان قدمش فرق مي‌كند!

من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده‌ام حسين همه‌اش فرق مي‌كند!


"علی زمانیان"

تراشه قلم(۱): بوی عطر سیب می آید.یادت هست سیبی که هدیه داده بودی تمام خاطرات که نه،تمام حیاتم را یادم آورد.یادم آورد که کجا رفته بودم ،سمت قطعه ای از بهشت.

تراشه قلم(۲):حالا دوباره دل به تب وتاب افتاده،امسال با انار قرمز به پیشواز محرم میروم!
لبهای ترک خورده انار نشانه ی خوبی ست از آن روزی که اهل بیت حسین همه تشنه بودند.
حتی انار هم تاب نمی آورد!

تراشه قلم(۳):یادم باشد،یادت باشد که سپیدی قلب انار از درد و غم حسین شکاف میخورد.
این سپیدی مرا یاد گلوی شش ماهه ی حسین هم می اندازد.

تراشه قلم(۴):اماما امسال در محرمت اجازه بده تا زیر خیمه ات عزاداری کنم!خودت معرفت به خود و خاندانت را به من عطاکن