فقط برای عابر
حسم وصف ناشدنی ست ، عابری که روزها نشستم پای نوشته هایش، برایم قلم زد،گلایه ای نیست!
وقتی میشوی عابر یعنی می آیی که و بروی،چمدانت همیشه همراهت هست.اما...
اما امان از روزی که کسی را با خودت بکشانی پای سماعت!امان از روزی که
یکی پشت سرت راه افتاده و یکی یکی واژه هایت را در دست سردش می گیرد و انگشتانش گرم میشود.
حالا وقتی که میخواهی بروی آرام آرام سر انگشتان منی که پشت سرت آمدم یخ میزند
زمستان در راه است بانو ،دستان من محتاج گرمای واژه های توست!
کاش آدرس کلبه جدیدت را به من برسانی!
دوست داشتنی ترین عابر این روزها !
وقتی میشوی عابر یعنی می آیی که و بروی،چمدانت همیشه همراهت هست.اما...
اما امان از روزی که کسی را با خودت بکشانی پای سماعت!امان از روزی که
یکی پشت سرت راه افتاده و یکی یکی واژه هایت را در دست سردش می گیرد و انگشتانش گرم میشود.
حالا وقتی که میخواهی بروی آرام آرام سر انگشتان منی که پشت سرت آمدم یخ میزند
زمستان در راه است بانو ،دستان من محتاج گرمای واژه های توست!
کاش آدرس کلبه جدیدت را به من برسانی!
دوست داشتنی ترین عابر این روزها !
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۱/۰۸/۲۲ ساعت 8:30 توسط روح بــــآران
|
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ