(4)شبانه
*آسمون به این ماهی ....بارون کجا بود .....نکنه دلت ابره؟؟
¤آخه دلم با دل خسته تو بود۳روزه دعاکردم بارون بیاد خستگی روازدلت بشوره!
*دلت چشه دوباره؟؟
¤هیچیش نیست کَرو لال شده.بیخیالش دل محبوب وعشقِ...
*الان روی پشت بوم ماه ومی بینم ،دعات نگیره که حسابی خیس می شم!
¤بالام جان نگاهش کن ...امشب زیباشده گرچه رخش قرص نیست مثل دل من!
*دل باید قرص باشه عزیزم وگرنه توشبای ابری حیرون می مونه...
¤این روزها نه شهرو نه آدم هایش سراغی از باران ورحش نمی گیرند
انتظار آدم برفی هایی رو می کشند که قلبشان از یخه ودلشان سردو بی روح
*والا حق دارند با این اوضاع جوی!
امروز مجری رادیو از عید نوروز می گفت! :)
¤آره حق دارند تنها-من- بیدل وقتی خداو تورو کنارم میبینم جرئت می کنم توشهر قدم بزنم!
چه دل خوشی داشته مجری!
هوای دلت اگر آسمانی وآفتابی ست بگو که دل من بلکه از کَری در بیاد!
*ای نور ما....ای سورما
ای دولت منصور ما
جوشی بنه درشور ما
تا مِی شود انگور ما
بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ